السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
309
جواهر البلاغة ( فارسى )
غرضى به مفعول ، تعلق نگرفته است . بل مفعول ، فراموش گشته به گونهاى كه اصلا لحاظ نمىگردد و در تقدير هم گرفته نمىشود همانطور كه تعلق فعل به آن مفعول ، اصلا مورد توجه نيست . مانند سخن خداى برين : « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » « 1 » آيا كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند ، برابر هستند ؟ در اين آيهء مباركه ، مفعول « يعلمون » و « لا يعلمون » حذف شده است . چون اين دو فعل ، به گونهء لازم ، استعمال گشته و تعلق آن دو به مفعول ، اصلا در نظر گرفته نشده است . « 2 » الثانى ، الأصل فى العامل أن يقدّم على المعمول و قد يعكس فيقدّم المعمول على العامل لأغراض شتىّ : دوم : اصل در عامل اين است كه : بر معمول ، پيشى بگيرد ، ولى گاهى برعكس مىشود و معمول از عامل جلو مىافتد و بر اين تقديم ، انگيزههاى گوناگونى وجود دارد : 1 - منها التّخصيص ، نحو : إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ . از آن انگيزهها ، تخصيص و حصر است . مانند : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » در اين آيهء كريمه ، « ايّاك » مفعول « نعبد » است و بر آن مقدم شده تا تخصيص را بفهماند ، يعنى : تنها تو را مىستاييم . همينطور ، « ايّاك » بر « نستعين » مقدّم گشته تا مفيد تخصيص باشد . يعنى : تنها از تو يارى مىجوييم . « 3 » 2 - و منها ردّ المخاطب إلى الصّواب عند خطئه فى تعيين المفعول ، نحو : نصرا رأيت ردّا لمن اعتقد أنّك رأيت غيره . يكى از انگيزههاى تقديم ، باز گرداندن مخاطب ، از خطا به درستى است . هنگامى كه در تعيين مفعول ، به اشتباه افتاده باشد . مثلا مىگويى : « نصرا رأيت » : نصر را ديدم . تا ردّ كنى باور كسى را كه پنداشته : شما غير نصر را ديدهاى . 3 - و منها كون المتقدم محطّ الإنكار مع التّعجب ، نحو : أبعد طول التّجربة تنخدع
--> ( 1 ) . زمر ، 9 . ( 2 ) . بنابراين ، هدف ، تنها اثبات علم يا نفى علم است . بدون ملاحظه تعلق و وابستگى آن ، به معلوم عام يا خاصى . پس معنى آن ، اين چنين است : كسى كه دانش بر او اثبات شده است ( دانشمند است ) با كسى كه دانش بر او اثبات نشده ، برابر نيستند . در اينجا ، اگر مفعول ، در نظر گرفته شود ، مثلا بگوييم : « الذّين يعلمون الدّين » ، « الدّين » را مفعول بگيريم ، ديگر آن هدف ، از دست مىرود . ( 3 ) . مناسب با موقعيت ابراز ستايش و عبادت و تخصيص آن ، به خداوند متعال است . بنابراين ، تخصيص از تقديم به حسب موقعيت فهميده مىشود نه بر اساس وضع .